پاورپوینت عقاب وخروس

مطالب دیگر:
مبانی نظری و پیشینه تحقیق درباره افسردگیمبانی نظری و پیشینه تحقیق طرحواره های ناسازگار اولیهمبانی نظری و پیشینه تحقیق تحلیل محتوامبانی نظری و پیشینه تحقیق جهانی شدن آموزش و پرورشمبانی نظری و پیشینه تحقیق ارزش هامبانی نظری و پیشینه تحقیق درباره خانوادهپاورپوینت GISمقاله با عنوان انبارداریمقاله کشاورزی و گیاهشناسی با عنوان انگورمقاله کشاورزی و گیاهشناسی با عنوان انگور فرنگیپاورپوینت کشاورزی با عنوان انگور از خانواده ویتاسهمقاله با عنوان انجمن ملل جنوب شرقی آسیا - آسه آنمقاله کشاورزی و گیاهشناسی با عنوان گیاه عنابپاورپوینت کشاورزی با عنوان انواع گلخانهپاورپوینت سیستم مدیریت تولید MRP IIپاورپوینت استراتژی های قیمت گذاری دانشگاه علامه طباطباییجزوه هوش محاسباتی Soft Computing دانشگاه شهید بهشتی دکتر زندیهآشنایی با نرم‌افزار اقتصاد سنجی EViewsدانلود پاورپوینت آلاینده های ذره ای و وسایل حفاظت در مقابل آنهاپاورپوینت education-ppt-templateتحقیق تبیین اثرات اقتصادی انرژی بر محیط زیست حیات نواهمیت امور اقتصادی در فرآیند تاریخیتحقیق فرصتها و تهدیدهای اقتصاد ایرانآمار علاقه جوانان به سفر خارجتحقیق اختلالات بدنی
پاورپوینت,عقاب,پاورپوینت عقاب,پکیج پاورپوینت عقاب ,پکیجپاورپوینت عقاب ,پکیج پاورپوینت عقاب,پاورپوینت عقاب|31024586|oup
در حال حاظر شما فایل با عنوان پاورپوینت عقاب وخروس را دنبال می کنید .


دانلود پاورپوینت با موضوع پاورپوینت عقاب دارای 8 اسلاید و با فرمت .ppt و قابل ویرایش و آماده برای ارائه ، چاپ ، تحقیق و کنفرانس می باشد.

تعداد اسلاید : 8 اسلاید


فرمت فایل: پاورپوینت .ppt و قابل ویرایش


آماده برای : ارائه ، چاپ ، تحقیق و کنفرانس


قسمتی از متن نمونه: کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت. یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد
بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود. مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید.
يك روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد .
جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت.
طولی نکشیدکه جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست.
. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او
فریاد می زد که تو بیش از این هستی.
تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که درآسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند.
عقاب آهی کشید وگفت ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم.